آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 17 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

آیلای شیطون و بلا

یک مدت قبل خواستم از خانمی عکس بگیرم هر ادا و اصولی که بلد بود درآورد نه نترسید شیشه شیر نمی خورم بلکه فقط جوشانده هست ( البته به قول مامان شربت) چون خیلی طول می کشه بخورم و مبادا رو زمین بریزه  مامان تو شیشه می ریزه ای بابا اوه ه ه این دیگه آخرشه ...
13 مهر 1392

آیلا به مهمانی می رود

آیلا خانم به مهمونی   می ره در حال لم دادن به تلویزیون نگاه می کنه ( کارتون پلنگ صورتی) خوب یک کوچولو به ماهم نظری کن حالا بابا خیلی جدی جدی هم نباش چه دستهاشم رو هم گذاشته ( دست به سینه به قربان گو) اه باز که به صندلی تکیه دادی خوب بالاخره خنده به لبها اومد ولی کمی زیاد شه مثل اینکه   ...
13 مهر 1392

شهر بازی لاله پارک

دخملی مامان هر موقع از دهنم کلمه لاله پارک بیرون بیاد سریع می گه بریم و یک روز از بابایی خواستم تا ما رو اونجا ببره مخصوصا شهر بازیش برای آیلا البته ناگفته نمونه تا حرکت می کردیم باید پول می دادیم ولی مهم لذتی بود که آیلا برده تازه برای دفعه بعد به خودش قول داده بره با نقاشی کامپیوتری بازی کنه. بالاخره طلسم ترس از ترومپولین شکسته شد هر چند اولش می ترسید و محکم دست من رو گرفته بود ولی بعدا دیگه حاضر نبود پایین بیاد     اوه چه خندان و شاد خسته شدی نه بابا دارم به یک دختر کوچولو که اونطرف بازی می کنه نگاه می کنم خوب بذار ببینم گاز کجاست ؟   اوه سرعت چه کیفی داره هورااااا ...
2 مهر 1392

آیلا در پارک

چند روز پیش با وجود اینکه سر بابایی خیلی شلوغ بود و از طرفی هم خیلی خسته ولی همت کردیم و خانمی رو به پارک منظریه بردیم و چقدر هم لذت برد مواظب باش خانمی خطر داره ایستادی اینجا هم از یک پسر بچه خیلی کوچولو خجالت می کشید و سرش رو به شدت پایین انداخته بود این هم آخر راه . خانمی سفر خوب بود خیلی تو راه اذیت نشدید؟ نه از صورت خندان معلومه که خیر ...
2 مهر 1392